الشيخ علي المشكيني

298

تفسير روان (فارسى)

[ ضعف بشر در برابر حوادث ] ( آيهء 36 ) وَ إِذَآ أَذَقْنَا النَّاسَ رَحْمَةً فَرِحُواْ بِهَا وَ إِن تُصِبْهُمْ سَيّئَةُم بِمَا قَدَّمَتْ أَيْدِيهِمْ إِذَا هُمْ يَقْنَطُونَ اعراب : « إذا هم يقنطون » جواب « إن » است و در اين جا « إذا » به منزلهء « فاء » قرار داده شده است و « هُم » مبتدا و « يقنَطون » خبر آن است . تفسير : و هرگاه انسان را نعمتى از صحّت و وسعت و راحت و امنيت و مانند آن بچشانيم ، به آن شادمان و خوشحال مىشوند و سرمستى مىكنند ، و اگر به سبب گناهانى كه انجام داده‌اند و دست‌آورد خودشان است آسيبى و زحمتى و شدتى از مرض و قحط و خوف و امثال آن به آنها برسد ، ناگاه از رحمت حق نوميد مىشوند و جزع و فزع و بىصبرى مىكنند و اميدوار نمىشوند به آن كه حق تعالى آن را رفع نمايد ؛ يعنى نه بر نعمت‌ها شكر مىكنند و نه بر محنت‌ها صبر مىنمايند و نه به حضرت حق براى دفع آن بلا اميدوارند . تنبيه : آيهء شريفه تذكّر است به آن كه هرگاه بلا و سختى و شدّت و تنگى كه از تبعات و آثار معاصى و مكتسبات خود انسان است بر انسان وارد گردد ، بايد صبر و تحمّل را پيش گيرد تا كفّارهء گناهان و موجبات غفران او فراهم شود ، و اميدوار به رحمت خداوند باشد ، نه آن كه بىصبرى نموده و نااميد باشد . ( آيهء 37 ) أَوَ لَمْ يَرَوْاْ أَنَّ اللَّهَ يَبْسُطُ الرّزْقَ لِمَن يَشَآءُ وَ يَقْدِرُ إِنَّ فِى ذَ لِكَ لَأَيت‌ٍلّقَوْمٍ يُؤْمِنُونَ تفسير : آيا نديده‌اند و ندانسته‌اند كه خداى تعالى براى هر كه مىخواهد از روى حكمت و مصلحت ، روزى را فراخ مىگرداند و وسعت مىدهد ، و براى هر كه مىخواهد از روى حكمت و مصلحت ، تنگ مىسازد . إِنَّ فِى ذَ لِكَ لَأَيتٍ لّقَوْمٍ يُؤْمِنُونَ : بىترديد كه در فراخى و تنگى و زيادى و كمى براى گروهى كه ايمان دارند نشانه‌هايى است از قدرت و تدبير و حكمت خداوند . تبصره : يكى از اصول معتقدات اسلام آن است كه خداوند متعال ، حكيم على الاطلاق است ؛ يعنى افعال صادرهء از او بر وفق حكمت و مصلحت مىباشد ؛ بنابراين وسعت و تنگى روزى از جانب او ، با مصلحت واقعيهء نفس الامريه مطابق است ، بنابراين شخص مؤمن بايد نسبت به آنچه خداى تعالى دربارهء او مقدَّر ساخته راضى و تسليم باشد . لقمان حكيم به فرزند خود مىفرمايد : ملازم باش با قناعت و رضايت به آنچه خدا قسمت تو ساخته است . به درستى كه دزد هرگاه دزدى كند ، خدا حبس فرمايد روزى او را ، و باشد بر او گناه آن دزدى ، و اگر صبر مىكرد روزى او از وجهى كه مقرّر و مقدَّر شده بود مىآمد بدون اين كه گناه كرده باشد .